Asemoone Bloory
به این پیشی من اینقده چپ نگاه نکنین!چی کارش دارین؟!....خب عاشقه دیگه!
اما این وبلاگ یه جاییه که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا می شه.
پاتوق جوونای ده ساله تا صد سالست وقصدمون یه گپ خودمونی و تبادل نظر واسه موضوعاته وزمانی بحثمون جذاب می شه که همه توش شرکت کنند...........این همه حرف زدم از خودم یادم رفت بگم.خب من هما هستم دیگه.مدیر وبلاگ "آسمون بلوری"دیگه جا ندارم از خودم تعریف کنم .حالا اگر حس فرا کنجکاویتون گل کرده یا جهت کسب اطلاعات بیشتر به پروفایل من مراجعه نمایید!
سلام ....خوفین؟ روز هشتی به هر چی مشدی (مشهدی ) و غیر مشتی هست تبریک الان صبح جمعه 8/8/88 که روز تولد امام هشتمه و دیشب حرم امام رضا رفتم .باید بگم واقعا جاتون خالی بود ...ااااااااااا... یه چیز جالبتر الان که دارم می نویسم ساعت شد 8و8دقیقه و 8 ثانیه . یادش به خیر روز 8/8 /85 بود ودر جمع دوستام نشسته بودم بعد یکی از دوستام جو گرفتشو و گفت چقدر تاریخ امروز قشنگه .من گفتم این که چیزی نیست یه تاریخ جالب تر از این هم هست .اینه8/8/88 بعد مثل نی نی هاگفتم بیاین یه قرار بزاریم اینکه هر کی این روز رو یادش بمونه و زودتر به اون یکی زنگ بزنه و این روز رو تبریک بگه دوست واقعی بودن خودش رو ثابت کرده.اما بدبختانه پس از گذشت همین دو سه ساله چند تا بانک و رستوران خودشیرین 8/8/88 رو بری خودشون تو تلوزیون تبلیغ کردن تو این روز جایزه های 88... گذاشتن و هر روز خدا داد زدن 8/8/88 رو یادتون نره....اما خبر نداشتن که دارن حال ما چند نفری که میخوایم همدیگه رو سورپرایز کنیم رو میگیرن (آخه هر روز خدا این روز رو یاد آوری می کرد و امکان نداشت کسی یادش بره) تازه تو بعضی از همین تبلیغات با صدای کلفت می پرسید8/8/88 چه روزیه ؟... دیگه فهمیدین چه روزیه که خرابش کردین ؟.........حالا همون رستورانه ما رو برای روز قرعه کشیش دعوت کرده بود ...وقتی شانس به ما رو میکنه اینجوری رو میکنه خیلی از آدما دلشون می خواست این روز اونجا باشن بعد من که نمیخواستم دعوت شدم به اتفاق خانواده اما اگه از همه ی اینها بگذریم چقدر جالب بود روزی رو که ما چند تا دوست توش قرار گذاشتیم شد ولادت امام هشتم از طرفی هم روز نوجوان بود امروزو روزی که ما این قرار رو با هم گذاشتیم یه نوجوان 14-15 ساله بودیم ........اون روزا به هم می گفتیم 8/8/88 معلوم نیست کی مردست و کی زنده!!اما دست تقدیر زد و ما زنده موندیماما دستی بالا تر از تقدیر این بود که شماره های همو گم کردیم ونشد به بعضی از دوستامون زنگ بزنیم(نخندین دیگه)به همین خاطر از همین جا روز تکرار نشدنی هشتی رو تبریک می گم (پس من برنده ام) من هنوز صبحانه نخوردم .خیلی هم گشنمه ....شما چطور؟! حالاچی بخورم ....آها فهمیدم ...به نیت روز هشتی .هشتا تخم مرغ نیمرو چه طوره ؟ ........اینجوری نگاه نکنین تنها که نیستم با یک ایل و طایفه می خوام صبحانه بخورم .خودم می دونم تنها بخورم منفجر می شم .....راستی بفرمایید. توجه :منظورم از بفرمایید تخم مرغها نیست دارم می گم لطف بفرمایید و نظر بدین...بای بای
| طراح قالب پیچك دات نت |
