بهینه سازی سایت

ثبت دامنه

آگهی رایگان

طراحی وب سایت

مواد شوینده

تبليغات|طراحی سایتX
- Asemoone Bloory">

طراحی سایت

قالب وبلاگ

Asemoone Bloory

طراحی سایت


Asemoone Bloory
به این پیشی من اینقده چپ نگاه نکنین!چی کارش دارین؟!....خب عاشقه دیگه!
اما این وبلاگ یه جاییه که از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا می شه.
پاتوق جوونای ده ساله تا صد سالست وقصدمون یه گپ خودمونی و تبادل نظر واسه موضوعاته وزمانی بحثمون جذاب می شه که همه توش شرکت کنند...........این همه حرف زدم از خودم یادم رفت بگم.خب من homiهستم دیگه.مدیر وبلاگ "آسمون بلوری" جا ندارم از خودم تعریف کنم .حالا اگر حس فرا کنجکاویتون گل کرده یا جهت کسب اطلاعات بیشتر به پروفایل من مراجعه نمایید!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 آذر 1390 توسط homiina
http://javanblog.com/uploads/m/11122150727.jpg

دیدم خیلی وقته اینجا نیومدمو خودی نشون ندادم

گفتم بیام امروز یکی از نقاشیهامو بزارم.هم اینجا آپ شه  هم خودی نشون داده باشم!!!

البته طرحه اصلیش ماله من نیس ولی خیلی واسه من دوس داشتنیهSmile



برچسب ها :کاریکاتور.عکس فانتزی.نقاشی با مداد رنگی,


نوشته شده در تاريخ جمعه 6 آبان 1390 توسط homiina
خیلی وقتها دلم میخواد از ته دلم فریاد بزنم:

تا هستیم به یاد هم باشیم!

هنگام رفتن فریاد صدایی ندارد...
http://javanblog.com/uploads/m/11102810947.jpg

برچسب ها :تصویر عاشقانه / جمله ی زیبا/ تصوصر عاشقانه غم انگیز,


نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مهر 1390 توسط homiina

یووووووووووووووهووووووووو..........من اومدممممممممممممم.....

بچها الانه که به خودم نقطه چین کنم!!

فک کنین ! مگه چه قد درس خوندم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دانشگاه قبول شدم!

تازه رشته ی مورد علاقم اونم تو شهره خودم.

همون امیدواریه کاره خودشو کرد....

دیدین هر چی کمتر درس بخونین تعداد منفی هایی که میزنین کمتره؟!!

حالا برو حالشو ببررررررررررررررر.........

دیروز پری روزرفتم برای ثبت نام .وقتی وارد دانشگاه شدم به جون شما سرخ شدم....یعنی آهو تو خر –خر تو آهو بود...مامی بابا موبگو جو گرفته بودشون می گفتن برو بپرس یه وقت کلاساشم قاطی نباشه!!!

خب دیگه الانم در حاله آمادگی(کندنه دمه ابرو.تنگیدنه لباس.خریدن لوازم گریم.دئودورانت گلاب نادری و...)برای حضور در جامعه ای بزرگتر وبا هدف کسب علوم عالی وفنی مهندسی(bf)می باشم...

بازم برو حالشو ببررررررررررررررر........

البته آمادگی واسه دانشگاه فقط اینا نیستااااااااا

یه سری چیزای دیگه هم تو دانشگاه هستش که 180 درجه با مدرسه فرق فوکوله.که واسه اینکه یه خدمتی به شما کرده باشم و یه وقتی خدا نکرده مرغو خروسا جلو هم سوتی استار نشن به ذکر اونا می پردازم:

1.در دانشگاه چیزی به اسمه آقا ناظم وجود نداره که با یه سوتو هیکل گنده بیفته دنبالتونو به زور هول بدتون تو کلاسا!

تو دانشگاه کسی باهات کاری نداره...

..................وبازم کسی باهات کاری نداره

ولی خدا اون روزو نیاره که بیش از حد شیطونی کرده باشی و یه تی تیش رفته باشه شکایت کرده باشه

چون به جای ناظم یه حراست داره که هفت پدره ناظمه!

مواظب باشین سرو کلتون به اینا نخوره که خدایی نکرده از نا کجا آباد سر در میارین وامکانش زیاده یه جایتون رو پاره کنن!

2.تو دانشگاه نگاه نکنین چایی موفته. چی چی موفته.حمله کنین تا خرخره مثل آهو بخورین!...خوردن یک لیوان چای بد رنگ دانشگاه از صد تا روغن گرچک وروغن زیتون بدتره خدایی نکرده معده ی مبارک بد موقع کار کنه بازم شدین سوژه خنده مرغو خروسا.

3.تو خوابگاه فوفول بازی و سوسول بازی ممنوعه!

اونجا حموم >>>>>>>عمومی

لباس بیرونت>>>>>>عمومی

لوازم شخصی>>>>>عمومی

خلاصه حموم تو w30 وw30 تو آشپزخونه ومسواک علی تو بیرجامه ی نقی...........این وسط اگه پاستوریزه باشی بهت میگن ...هررررررررررررری.....راه باز جاده دراز......سنگ جلو رات نیوفتاده!!

4. تبادله جزوه در دانشگاه همون مراسم خواستگاریه خودمونه...پس لطفا با یه کیس مناسب به تبادله این ورقهای طلا بپردازین تا خدایی نکرده گیره یه.. خرسه.. چهار چشمه .. خرخونه ..بی پول ..نیوفتین!

5.اگه آقا خروسه با خنده بهت سلام میکنه جو نگیردت که چه قصدی داره(اون طفلی ها 1000 تا مرغ یه جا ندیدن خب اما بعد طبیعی میشه)

اون خانوم مرغا هم که اخماشونو میکنن تو هم بازم قصدی ندارن طفلی ها...یه دو روز بگذره اونا هم به حالت طبیعی بر میگردن(غریبیون میشه)

وخلاصه در آخر:

از همون اول فرهنگه تفاوت گذاشتن بین bfوgf ویه هم کلاسه معمولی رو بین خودتون گسترش بدین تا با همکدیگه چند سالی رو به خوبی بی رو در باسی بگذرونین

فعلا همینا...

ولی همچنان به نظرات..پیشنهادات. انتقاداته تجربه داران محتاجیم....

پ.ن:نظر دادن در اینجا رایگانه والا دانشگاه نیس جیباتونو خالی کنه....آقا نظر....جونه ما نظر.....نظر .نظر.نظررررررررررررررررررررررر...



برچسب ها :طنز دانشجو سال اولی ها,


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 مرداد 1390 توسط homiina

بهترین چیز نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است...                           
                                          سهراب سپهریراس میگه ها جملش به دله من که نشس!!!Kiss
بچه ها یه چیزی بپرسم؟
.....نخندینا
این مارمولک عاشقه یه کم شبیه کامرون کارتیو نیس؟Laughing



برچسب ها :جمله ی زیبای عاشقانه'طنز عاشقانه'جمله ای زیبا از سهراب سپهری'کاریکاتور,


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 تير 1390 توسط homiina

سلام بشه  ها...

چه طور مطورین؟

بچه ها میدونستین امشب شبه کنکوره؟

بعدش میدونستین منم کنکول دالم؟!!

حالا کنکوریا چطورن؟

چی؟..ایستیریس دارین؟

الهی بگردم...بردنتون زیر سروم؟

کلانی نمیدونم شما در چه حالین ولی من که خیییییلی رلکسم ودارم وب گردی میکنم

راستشم بخواین فقط یه دیفرانسیل خوندمو نصفه فیزیک پیش دانشگاهی

از اون جایی هم که عربیمو یه بار صد زدم گفتم میزارم شبه کنکور که سریع تموم میشه

چشتون روزه بد نبینه واسه گرفتنه انگیزه زدم رفتم  پیشه دوستم با هم بخونیم

که....

هیچی دیگه از هر چی میشه گذشت جز طنزه 3*4 وعلی صادقی

خلاصه تا 11 نصفه شب پای ماهواره بودیمو کرو کر میخندیدیم

و الز اونجایی که کارته گواهی نامم همین امروز اومدو منم که  :ندید پدیدو عشقه ماشینو ووو....

از صب تا الان ددر بودم

خلاصه همین...

اما ما میتوااااااااانیم

من میتونم.....

(امیدواری رو از من یاد بگیرین)WinkSmile



برچسب ها :روزمره وکنکور,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 فروردين 1390 توسط homiina

یا ابوالفضل چیست ؟

واژه ایست که اصفهانی ها به هنگامه آمدنه مهمانه زیاد...

لرها از آن در پیچ جاده ها به جای ترمز.....

و اردبیلی ها به هنگام بلند کردنه اجسامه سنگین استفاده میکنندLaughingLaughing.....Wink







پ.ن:چی؟....خییییییییییییله خب بابااااااااا....نزنین ....دیگه از این پستا نمیزارمSealed

برچسب ها :طنز بااااحال,


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 بهمن 1389 توسط homiina

کوکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد.پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جدو بسازد.

استاد پذیرفتوبه پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد ودر عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.

بعداز شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.

استاد تا زمان یبرگزاری مسابقه فقط یک فن به کودک  آموزش داد وتا زمان برگزاری مسابقه فقط روی آن تک فن کار کرد.

سرانجام مسابقات انجام شد وکودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد.

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها  نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود.  وقتی مسابقات به پایان رسید. در راه بازگشت کودک از استاد راز موفق شنش را پرسید.

استاد گفت:دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی

ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود وسوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن گرفتن دست چپ حریف بود.که تو چنین دستی نداشتی.

نکته:یاد بگیر که در زندگی از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنی. 

ودر آخر... 

دوست عزیزم:

راز موفقیت در زندگی داشتن امکانات نیست بلکه استفاده از ((بی امکانی))به عنوان نقطه قوت است.  




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دي 1389 توسط homiina

چه رنجی است لذتها را تنها بردن

 وچه زشت است زیبائیها را تنها دیدن

وچه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است 

پ.ن:

بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که:

      اگر غم هم ترکم کند

                          دگر تنهای تنهایم




نوشته شده در تاريخ جمعه 26 آذر 1389 توسط homiina

Why we close our eyes…

When we sleep

When we cry

When we imagine

  When we kiss!!

 

Because most beautiful thingin the world are  

unseen…

( ادامه مطلب )





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 آذر 1389 توسط homiina

مرگ خیلی آسان  تواند به سراغ من آید.

اما من تا توانم زندگی کنم.

نباید به پیشواز مرگ روم.

البته اگر یک وقتی به ناچار با مرگ رو به رو شوم که می شوم.

مهم نیست...

مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته با شد.....

                                                                                          (ص.ب)

پ.ن:چه قد به مرگ فکر می کنین؟

می ترسین یا نه؟

خدایییییییییییش؟ ...راست بگین.

منم دروغ نمی گم.خیلی دوسش دارم ولی می ترسم.

اما هر چی هست خوبه یادمون باشه که...

   یکی از بزرگان می گه :

زندگی نه آنقدر شیرین ونه مرگ آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را به آن بفروشد.




.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

تبادل لینک

خرید بک لینک